۱۱ آبان ۱۴۰۵، ۸:۴۳

مهر بررسی کرد؛

یک قدمی انتخابات و سردرگمی ترامپ بر سر دوراهی توافق یا تهدید ایران

یک قدمی انتخابات و سردرگمی ترامپ بر سر دوراهی توافق یا تهدید ایران

ناکامی در تحقق اهداف جنگ و تداوم چالش در تنگه هرمز، ترامپ را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای با دوراهی تشدید تقابل یا توافق با ایران روبه‌رو کرده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا (۱۲ آبان)، رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران با تناقضی آشکار روبه‌روست؛ از یک سو، تهدید به تشدید فشار و اقدام نظامی ادامه دارد و از سوی دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان از امکان توافق سخن می‌گوید. این دوگانگی در شرایطی شکل گرفته که سابقه خروج یکجانبه واشنگتن از برجام و حملات متجاوزانه در میانه مذاکرات، اعتماد به رویکرد دیپلماتیک آمریکا را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است.

مسئله فقط تغییر لحن ترامپ نیست بلکه این پرسش اساسی مطرح است که آیا واشنگتن به خاطر دستیابی به برگ برنده و موفقیت در آستانه انتخابات به دنبال توافقی مبتنی بر تعهدات متقابل است یا کمافی‌السابق مذاکره را ابزاری برای پیشبرد سیاست فشار و تحمیل خواسته‌های یکجانبه می‌داند؟

رویکردی میان تهدید و ملاحظه انتخاباتی

بررسی مواضع این روزهای ترامپ نشانگر آن است که وی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، سیاستی دوگانه در قبال ایران دنبال می‌کند؛ از یک سو، همچنان با ادبیات تهدیدآمیز از احتمال تشدید حملات نظامی سخن می‌گوید و از سوی دیگر، خود را طرفدار پایان درگیری و دستیابی به توافق معرفی می‌کند.

او در هفته‌های اخیر ادعا کرده است که پیش از انتخابات به ایران حمله نخواهد کرد و هم‌زمان از امکان گفت‌وگو و توافق با تهران سخن گفته است. با این حال، نه تهدیدهای نظامی را کنار گذاشته و نه احتمال اقدام نظامی پس از انتخابات را منتفی دانسته است.

یک قدمی انتخابات و سردرگمی ترامپ بر سر دوراهی توافق یا تهدید ایران

این مواضع در حالی مطرح می‌شود که ترامپ بارها از آمادگی برای توافق با ایران سخن گفته اما هم‌زمان بر ضرورت پذیرش خواسته‌های واشنگتن تأکید کرده است. او هنوز توضیح روشنی درباره چارچوب توافق مورد نظر خود ارائه نداده و مشخص نکرده است که آمریکا در برابر مطالباتش چه امتیازاتی حاضر است به طرف ایرانی بدهد. در چنین شرایطی، دعوت به مذاکره بیش از آنکه نشانه شکل‌گیری یک مسیر دیپلماتیک روشن باشد، در کنار تهدیدهای مکرر نظامی قرار گرفته است.

زمان‌بندی این موضع‌گیری‌ها را نمی‌توان از فضای سیاسی داخل آمریکا جدا کرد. گزارش رویترز در شهریور نشان داد که شماری از مشاوران ارشد ترامپ خواهان محدود ماندن دامنه درگیری با ایران تا زمان انتخابات هستند؛ زیرا تداوم تجاوز می‌تواند به موقعیت جمهوری‌خواهان آسیب بزند.

بر اساس این گزارش، تنها ۳۱ درصد آمریکایی‌ها از جنگ حمایت می‌کردند و ۶۳ درصد مخالف آن بودند. افزایش قیمت سوخت نیز نگرانی رأی‌دهندگان را تشدید کرده بود. یکی از مقام‌های کاخ سفید در همین زمینه گفته بود دولت فشار بر ایران را حفظ می‌کند اما «نوامبر یک اولویت است.»

گزارش‌های دیگر نیز از نگرانی جمهوری‌خواهان درباره پیامدهای اقتصادی و انتخاباتی جنگ حکایت داشتند. آسوشیتدپرس در روزهای اخیر گزارش داد که مقام‌های آمریکایی برخی کشورهای منطقه را درباره احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات و پیامدهای پاسخ ایران مطلع کرده‌اند؛ هرچند تصمیم نهایی ترامپ همچنان مشخص نیست.

این تحولات نشان می‌دهد که واشنگتن نه گزینه نظامی را کنار گذاشته و نه مسیر مذاکره را به چارچوبی روشن و پایدار تبدیل کرده است. در نتیجه، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا دیپلماسی برای حل اختلافات دنبال می‌شود یا صرفاً ابزاری برای مدیریت تنش تا عبور از ملاحظات انتخاباتی و حفظ فشار بر ایران است؟

دیپلماسی زیر آتش؛ تکرار الگوی نقض تعهدات

یکی از مهم‌ترین عوامل بی‌اعتمادی به سیاست خارجی دولت ترامپ، فاصله میان دعوت به مذاکره و رفتار عملی واشنگتن است. رئیس‌جمهور آمریکا از آمادگی برای حل‌وفصل اختلافات با ایران سخن می‌گوید اما سابقه خروج یکجانبه از توافق‌ها، اعمال تحریم و توسل به نیروی نظامی، اعتبار این ادعا را زیر سؤال می‌برد.

یک قدمی انتخابات و سردرگمی ترامپ بر سر دوراهی توافق یا تهدید ایران

مسئله این است که چگونه می‌توان از طرف مقابل انتظار داشت به مسیر دیپلماسی اعتماد کند، درحالی‌که خود واشنگتن بارها قواعد این مسیر را نادیده گرفته است؟

این تناقض در جریان مذاکرات هسته‌ای سال گذشته به‌روشنی نمایان شد. در شرایطی که ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان چند دور مذاکره را پشت سر گذاشته بودند و قرار بود گفت‌وگوها ادامه یابد، رژیم صهیونیستی حملات متجاوزانه خود را علیه ایران آغاز کرد و آمریکا نیز به این تجاوز نظامی پیوست.

به این ترتیب، روندی که هنوز امکان دستیابی به توافق در آن وجود داشت، زیر سایه حملات نظامی قرار گرفت. این اقدام نشان داد که از نگاه دولت ترامپ، ادامه مسیر دیپلماتیک لزوماً مانعی برای استفاده از گزینه نظامی نیست.

دو روز پس از دور سوم مذاکرات ژنو نیز همین الگوی رفتاری تکرار شد. پس از آنکه مذاکرات ژنو با اعلام پیشرفت در گفت‌وگوها و توافق برای ادامه رایزنی‌ها همراه شد، حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد. وزیر خارجه عمان که نقش میانجی را بر عهده داشت، از این تحول ابراز تأسف کرد و تأکید داشت که امکان دستیابی به توافق وجود داشته است.

این توالی رویدادها پرسشی جدی را مطرح می‌کند مبنی بر اینکه اگر مذاکره هنوز به پایان نرسیده و مسیر توافق باز است، توسل به حمله نظامی با چه منطقی توجیه می‌شود؟

ریشه این بی‌اعتمادی البته به تحولات اخیر محدود نیست. ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود، در اردیبهشت ۱۳۹۷، به‌صورت یکجانبه از برجام خارج شد؛ توافقی چندجانبه که با مشارکت قدرت‌های جهانی شکل گرفته و به تأیید شورای امنیت سازمان ملل رسیده بود. بازگرداندن تحریم‌ها پس از خروج آمریکا، این پیام را منتقل کرد که حتی توافقی با پشتوانه بین‌المللی نیز ممکن است با تغییر تصمیم دولت واشنگتن کنار گذاشته شود.

بنابراین، مسئله فقط اختلاف بر سر مفاد توافق احتمالی نیست؛ مسئله اعتبار طرفی است که هم‌زمان با دعوت به مذاکره، تهدید و اقدام نظامی را نیز دنبال می‌کند. تا زمانی که واشنگتن برای پایبندی به تعهدات خود تضمینی معتبر ارائه نکند و سیاست فشار و حمله را جایگزین دیپلماسی سازد، نمی‌توان انتظار داشت تکرار دعوت به گفت‌وگو به‌تنهایی اعتماد لازم برای دستیابی به توافقی پایدار را ایجاد کند.

از هزینه‌های نظامی‌گری تا بن‌بست راهبردی؛ محدودیت‌های قدرت آمریکا

تناقض میان تهدید و مذاکره در سیاست ترامپ را باید در تحولات میدان نیز جست‌وجو کرد. واشنگتن در آغاز حملات متجاوزانه علیه ایران، اهدافی فراتر از تضعیف توان نظامی تهران را دنبال می‌کرد که از نابودی برنامه موشکی و نیروهای نظامی تا خلع هسته‌ای و حتی زمینه‌سازی برای تغییر ساختار سیاسی را شامل می‌شد.

با این حال، ارزیابی مرکز استیمسون از دوره پساجنگ نشان می‌دهد آمریکا به اهداف اولیه خود دست نیافته و به‌تدریج بازگشایی تنگه هرمز به محور اصلی عملیات نظامی این کشور تبدیل شده است؛ هدفی که اساساً پیش از آغاز جنگ ضرورتی برای آن وجود نداشت.

یک قدمی انتخابات و سردرگمی ترامپ بر سر دوراهی توافق یا تهدید ایران

تنگه هرمز اکنون به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های معادله جدید قدرت تبدیل شده است. آمریکا با وجود صرف هزینه‌های بالا، نتوانسته امنیت پایدار این گذرگاه را برای کشتی‌های متخلف تضمین و وضعیت کشتیرانی را به شرایط پیش از جنگ بازگرداند. بنابراین، امروزه تنگه هرمز صرفاً یک موضوع نظامی نیست و مستقیماً امنیت انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. هم‌زمان، محاصره بنادر ایران نیز به ابزار فشار متقابل تبدیل شده، بی‌آنکه برخلاف تصور واشنگتن به پایان تقابل یا تسلیم تهران بیانجامد.

در عرصه نظامی نیز هزینه‌های تقابل برای واشنگتن افزایش یافته است. آسوشیتدپرس در گزارشی که اوایل آبان منتشر کرد، با استناد به تصاویر ماهواره‌ای و گفت‌وگو با مقام‌های منطقه‌ای، از آسیب دیدن تأسیسات و تجهیزات در ۲۶ پایگاه و محل استقرار نیروهای آمریکایی بر اثر بیش از ۱۱۵ حمله پهپادی و موشکی خبر داد.

بر اساس این گزارش، خسارت به رادارها، سامانه‌های دفاعی، هواپیماها، انبارها و زیرساخت‌های ارتباطی محدود نمانده و آمریکا ناچار شده بخشی از تجهیزات خود را از منطقه خارج کند. گزارش کنگره آمریکا نیز هزینه عملیات نظامی تا ابتدای اوت را حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد کرده و از کمبود ذخایر مهمات و دشواری جایگزینی آنها خبر داده است.

البته نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که فشار اقتصادی و محاصره دریایی نیز به ایران آسیب وارد کرده است اما تحمیل هزینه اقتصادی با فروپاشی کشور یا وادار کردن آن به پذیرش خواسته‌های واشنگتن یکسان نیست. مسئله اصلی برای آمریکا این است که چگونه می‌تواند فشار را به نتیجه سیاسی تبدیل کند، درحالی‌که ادامه تقابل، هزینه‌های نظامی و اقتصادی خود واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن را نیز افزایش می‌دهد.

از این منظر، اصرار ترامپ بر مذاکره را باید در چارچوب تقلا برای تغییر این معادله ارزیابی کرد. ایران نیز با حفظ ظرفیت بازدارندگی، تقویت تاب‌آوری اقتصادی و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود می‌تواند مانع از آن شود که فشار نظامی و اقتصادی به ابزار تحمیل خواسته‌های یکجانبه تبدیل شود. توافق پایدار زمانی امکان‌پذیر است که واشنگتن واقعیت‌های جدید قدرت در منطقه و منافع و ملاحظات امنیتی ایران را به رسمیت بشناسد، نه آنکه مذاکره را ادامه جنگ با ابزارهای دیگر تعریف کند.

کد مطلب 6996962

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha